شهر سرگرمی

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات


احمد شاملو

 


 

احمد شاملو
 

 

 

احمد شاملو (زادۀ ۲۱ آذر ۱۳۰۴؛ ۱۲ دسامبر۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه- در تهران، درگذشتۀ  مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه۲۰۰۰ در شهرک دهکده، فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجمایرانی و از مؤسسان و دبیران کانون نویسندگان ایران در قبل و بعد از انقلاب بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع شده است. در دوره‌ای از جوانی شعرهای خود را با تخلص الف. بامداد و الف.صبح منتشر می‌کرد. سرودن شعرهای آزادی‌خواهانه و ضد استبدادی، عنوان شاعر آزادی ایران را برای او به ارمغان آورده است.

شهرت اصلی شاملو به خاطر سرایش شعر است که شامل گونه‌های مختلف شعر نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌ می‌شود. شاملو در سال 1326 با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد، اما برای نخستین بار در شعر تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن که در سال ۱۳۲۹ با نام شعر سفید غفران منتشر شد وزن را رها کرد و به‌ صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور  یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. تنی چند از منتقدان ادبی او را موفق‌ترین شاعر در سرودن شعر سپید می‌دانند. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌های مطبوعاتی، کارهای تحقیق و ترجمۀ شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعۀ کتاب کوچۀ او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران( با تمرکز بر فرهنگ تهران) می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده‌است.


ادامه مطلب
نويسنده: طاهر تاريخ: پنج شنبه 28 بهمن 1389برچسب:احمد شاملو,شاعر,شعر نو,زنگی نامه, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

خیام و ترانه های فلسفی

 

خیام

(ارامگاه خیام نیشابور)

 

حکیم عمر خیام نیشابوری را معاصرانش به حکمت و فلسفه و ریاضی و طب و نجوم می شناختند. زادگاهش نیشابور و روزگار زندگانی اش قرن 5 و دهه های نخستین سده ششم هجری بوده است. سال وفاتش 517 و ارامگاه شکوهمندش در کنار شهر نیشابور زیارتگاه صاحب دلان و ادب دوستان است.
روزگار خیام روزگار عجیبی بود. در نیشابور و شهر های دیگر میان فرقه های متعصب و زاهدمنش اشعری با شیعیان و معتزلیان اختلاف های بسیاری بود. حنفی ها و شافعی ها با هم در نزاع بودند و تقریبا هر نوع ازادی و ازاداندیشی از میان رخت بر بسته بود.
محیط سیاسی ان روزگار الوده به تعصب و قشری گری بود. نمونه اشکار این تعصب های مذهبی و سیاسی را در سیاست نامه ی خواجه نظام الملک می توان دید. متعصبان , فلسفه و حکما و حتی دانشمندانی هم چون خیام را دهری و کافر قلمداد می کردند.
در چنین زمانه ی پراشوب و تنگ نظری است که خیام در همه چیز شک می کند  و اندیشه ها و تاملات فلسفی خود را در قالب اشعاری کوتاه به نام رباعی می ریزد و بی انکه داعیه ی شاعری داشته باشد برای زمزمه در لحظه های دلگیر تنهایی و بی هم زبانی در گوشه ای یادداشت میکند.
رباعی مخصوص اندیشه های کوتاه و عمیق و تاملات فلسفی است که معمولا در ان تکیه اصلی معنا در مصراع چهارم است.
قالب ترانه را خیام ابداع نکرده است اما اگر بگوییم که نام بردارترین ترانه ها در ادب فارسی به نام او ثبت شده است گزافه نگفته ایم.
تعداد ترانه هایی که واقعا از خیام است نباید چندان زیاد باشد اما بعد از خیام در مجموعه ها و کتاب ها مقدار زیادی رباعی به او نسبت داده شده که بسیاری از انها از شاعر دردمند و کم سخن نیشابور نیست. گویی هر کس حرفی اعتراض امیز و تردید برانگیز و غیر قابل تحمل داشته که خود جرئت پذیرفتن عواقب ان را نداشته است ان را به خیام نسبت داده است.
تذکره نویسان و شعر دوستان هم هرجا چنین ترانه هایی را یافته اند بی انکه نام سرایندگان ان ها را بدانند انها را به نام خیام ثبت کرده اند. رباعیات خیام از دیرباز به زبانهای خارجی ترجمه شده و او را در ادبیات مغرب ,زمینه ویزه در حوزه های نفوذ زبان انگلیسی بهره ای جهانی و مشهور کرده است. این شهرت بدون شک ناشی از ترجمه موزون و زیبایی است که ادوارد فیتزجرالد شاعر نامور انگلیسی از رباعیات او به دست داده و خود او هم به حق به (خیام انگلیسی) شهرت یافته است.

بهترین چاپ های رباعیات خیام را محمد علی فروغی و صادق هدایت منتشر کرده اند
.

نويسنده: طاهر تاريخ: پنج شنبه 28 بهمن 1389برچسب:خیام,رباعی,سیاست نامه,, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

مسعود سعد

 

مسعود سعد

(شعر حبسیه)

 


نزدیک به 20 سال از بهترین ایام زندگانی مسعود بن سعد سلمان,شاعر خوش قریحه و ازاده ی لاهوری که نیاکان او از همدان به ان دیار رفته بودند در زندان گذشت.
در واقع مسعود طی پانزده سالی هم که در پایان عمر خویش ازاد زیست و به خواندن و نوشتن اشتغال ورزید, ان مایه اسایش و ارام نداشت که  رنج های مدت حبس را جبران کند زیرا در این ایام تازه به زندان پیری و ناتوانی گرفتار امده بود. مسعود با وجود انکه پدرش از عمال دولتی و در دوره ی اول غزنوی صاحب شان و شوکت بود به خدمت سیف الدوله محمود پیوست که در ان روزگار از جانب پدر به امیری هندوستان منصوب شده بود. در حدود سال 480 سیف الدوله به فرمان پدرش سلطان ابراهیم گرفتار و زندانی شد و ندیمان و یاران او نیز به قید و زندان گرفتار امدند از ان جمله مسعود سعد بود که هفت سال در قلعه های (سو) و ( دهک ) و سه سال را در قلعه ی (نای) زندانی شد.
این واقعه گویا بر اثر تهمت حاسدان واز ان جمله یکی از رقیبان مسعود به نام راشدی شاعر دربار سلطان ابراهیم برای وی پیش امده است.
مسعود که در یکی از سال های 438 تا 440 در لاهور پا به هستی گذاشته بود سرانجام پس از حدود هشتاد سال به سال 515 هجری بدرود زندگانی گفت.

شیوه شاعری مسعود

وی در حقیقت نامورترین شاعران عصر دوم غزنوی است.
در واقع شهرت مسعود در گرو حبسیه های اوست. این قسم از اشعار او موثر و درد انگیز و در عین حال جالب و گیرا از اب درامده و تظلم هایی از ستم رسیدگان ان روزگاز را ثبت کرده است اما شعر او منحصر به حبسیات نیست. وی در وصف مدح , غزل و هجو و شوخی هم دستی قوی و شیوه ای ممتاز داشته است. برخی از شاعران نامور ان روزگار مانند امیر معزی و سنایی و عثمان مختاری و ابوالفرج رونی, با او دوستی ها داشته اند و بعضی از انها هم در شعر مسعود مورد ستایش قرار گرفته اند

نويسنده: طاهر تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1389برچسب:مسعود سعد,حبسیه,دهک,نای,سو, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

انوری پیامبر ستایشگران

انوری

(پیامبر ستایشگران)


برخی از سخن سنجان گذشته انوری را هم پایه ی فردوسی و سعدی و هر سه را از پیامبران شعر فارسی شمرده اند.
شاعری گفته است
در شعر سه تن پیمبران اند   هر چند که لانبی بعدی
اوصاف و قصیده و غزل را   فردوسی و انوری و سعدی
این پیامبر ستایشگران که نامش اوحدالدین علی و نام پدرش وحیدالدین محمد بود در قریه (بدنه) نزدیک مهنه یا میهنه (زادگاه ابوسعید ابوالخیر) واقع در خاک خاوران میان توس و سرخس زاده شد و به سبب انتسابش به سرزمین خاوران در اغاز شاعری خاوری تخلص می کرد.
انوری به خدمت سلطان سنجر درامد و تنها بخشی از زندگی او در ارامش و برخورداری گذشت.
شاعری انوری و اخلاق او

بیش ترین شهرت انوری به قصاید اوست که عموما در سه مضمون یعنی ستایش شاهان و بزرگان ,وصف طبیعت و هجو دشمنان و مخالفان است.مدایح انوری مشحون به اغراق و نمونه های بارز مبالغات دور از منطق و در عین حال حاوی مضامین غرورانگیز ستایشی استغزلیات وی که در دیوان او برجاست نشان میدهد که وی دست کم در روزگار جوانی و سرخوشی و عاشق پیشگی اشتغال داشته است.
بخش عمده دیگری از اشعار انوری قطعات اوست و از این حیث باید او را پیشگام ابن یمین شاعر قطعه سرای عصر سربداران دانست. مضمون قطعات انوری ستایش خواهشگری,بد زبانی و هجاگویی است
یک بار هم اتفاقا انوری را شاعری اجتماعی و دردمند و مردم دوست میبینیم که از زبان مردم خراسان در برابر بیدادهای غزان لب به شکوه میگشاید و در قصیده ای ستم های بیدادگران را برملا میسازد. توضیح مطلب ان که در سال 548گروهی از طوایف غز بر اثر ظلم کار گزاران دولت سلجوقی سر به شورش برداشتند و درجنگی سنجر را در هم شکستند و به اسیری بردند.غزان از ان پس بر خراسان تاختند و ویرانی ها به بار اوردند. غارت وستم کردند و بسیاری از بزرگان و دانشوران ان سامان را از دم تیغ گذرانیدند

 


ادامه مطلب
نويسنده: طاهر تاريخ: دو شنبه 25 بهمن 1389برچسب:انوری,پیامبر ستایشگران,وخراسان, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

منوچهری

منوچهری

(شاعر شادمانی و طبیعت)

 

اگر بخواهیم تنها یک نمونه از شاعران سرخوش و جوان طبع فارسی را که با طبیعت زیسته و بدان دل داده است معرفی کنیم او کسی جز احمدبن قوص معروف به منوچهری دامغانی نخواهد بود.
از دامغان تا گرگان و طبرستان راهی نیست. منوچهری احتمالا خود را با یکی از کاروان هایی که در ان دوران از دامغان به سمت گرگان و طبرستان می گذشته خود را بدان جا رسانیده و چنان که نوشته اند به خدمت منوچهربن قابوس زیاری که در ان سال ها در گرگان و طبرستان حکومت می کرده رسیده است. به همین علت تخلص منوچهری را برای خود برگزیده است.
منوچهری پس از مرگ این امیر زیاری به ری رفت و به خدمت طاهر دبیرکه از طرف مسعود غزنوی بر ان جا فروانروایی داشت رسید. از انجا بود که او را با عزت و احترام و بر پشت پیل به غزنین روانه کردند.
ظهور شاعری جوان و خوش ذوق در میان شاعران دربار مایه ی ناخرسندی گشت و شاعران پیر و پیش کسوت به این رقیب نوخاسته به دیده ی رشک نگریستند. از جور هین حاسدان بود که منوچهری برای جلب حمایت عنصری خود را از ستایش وی ناگزیر دید و قصیده معروف (لغز شمع) را سرود. وی پس از ستایش برخی از رجال و وزیران در دربار غزنه برای خود جایی پیدا کرد.
منوچهری در اوج کامرانی و نوش خواری بود و هنوز برای بهره وری از لذت ها و کامجویی های زندگی امیدها در سر داشت که مرگ بی هنگام در جوانی بر او تاختن اورد و در یکی از روزهای سال 432ه.ق. وی را هم چون غباری با خود برد


ادامه مطلب
نويسنده: طاهر تاريخ: یک شنبه 24 بهمن 1389برچسب:منوچهری,مسمط, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

عنصری

 

عنصری

(ستایشگری که تاریخ را به جای حماسه مینشاند)

 

 

ابوالقاسم,حسن بن احمد عنصری را  باید شاعری بختیار(کسی که خوشبخت است) و خوش فرجام دانست. او در حدود سال 350هجری در بلخ زاده شد. پدرش بازرگان بود و چون از دنیا رفت اموال موروث را برداشت و به تجارت رفت اما در ضمن سفر دزدان, کاروان او را زدند و اموالش را به غارت بردند. بعد ان عنصری اهنگ تحصیل علم کرد و به شعر و ادب روی اورد.
در اوایل حکومت محمود غزنوی, امیر نصر,برادر محمود وی را به حضور سلطان غزنه معرفی کرد. به دلیل همین پیشینه و نیز از ان جا که معرف اوبرادر سلطان بود و به علاوه در علم و ادب و شعر سرامد بود در نزد محمود بسیار تقرب داشت تا این که عنوان ملک الشعرایی یافت و طرف توجه و احسان پادشاه قرار گرفت.
وی در سال 431 ه.ق. وفات یافت.


اشعار و اثار او


قسمت عمده ی اشعار بازمانده از عنصری که به حدود دوهزار بیت می رسد قصاید اوست که اغلب ان ها در ستایش سلطان محمود و مسعود و دیگر شاهزادگان غزنوی و ذکر اوصاف و کارها و فتوحات ان هاست. امتیاز عنصری نسبت به شاعران پیشین در این است که او علاوه بر فنون شعر از دانش های زمان خود نیز بهره مند بوده و به ویزه پاره ای از اصلاحات حکمت و منطق را در شعر خویش به کار گرفته است.
قصاید عنصری پربار و استوار است. او در شعر خود بیش تر از منطق و برهان الهام می گیرد تا از ذوق و هیجان بدون این که خود در زندگی به فلسفه ی خاصی دست پیدا کرده باشد. عنصری بر خلاف خرخی به جای روی اوردن به تغزل بیش تر به وصف میپردازد یا قصاید خود را بی مقدمه اغاز میکند

 

 

نويسنده: طاهر تاريخ: شنبه 23 بهمن 1389برچسب:عنصری, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

فرخی

 

فرخی

(روستازاده ای کامروا)

 

 

اوازاه ی شاعر نوازی امرای چغانی از مرزهای خراسان در گذشته بود که پسر جولوغ سیستانی از غلامان امیر خلف بانو اخرین امیر صفاری زیر بار هزینه های زندگی قد خم کرد و با جبه ای پس و پیش چاک از سر ناگزیری با شعری به نرمی حریر راهی دربار چغانی شد.
روستازاده ی سیستانی وقتی قصیده ی زیبای (با کاروان حله) را بر خواجه عمیداسعد وزیر چغانی خواند وزیر باور نکرد که این شعر ساخته ی خود او باشد.
گفت امیر فردا در داغگاه خواهد بود و داغگاه جایی است سرسبز و خرم با گل ها و شقایق ها که در انجا کره اسبان را داغ می کنند قصیده ای گوی و فردا بر امیر بخوان.
فردای ان روز وقتی امیر قصیده ای را که فرخی شاعر سیستانی در وصف  داغگاه گفته بود بشنید از زیبایی و استواری ان به شگفتی درماند و او را چهل کره اسب که خود  شاعر از گله امیر جدا کرد به پاداش داد.
فرخی علاوه بر شاعری اوازی خوش داشت و ساز هم خوب می نواخت.

فکر و شعر فرخی

دیوان شعر فرخی که بالغ بر چند هزار بیت می شود مجموعه ای است ازقصاید چند ترکیب بند و تعدادی غزل و قطعه و رباعی  فرخی بخش عمده ای از قصاید خود را در دربار غزنوی سروده و به شیوه ی شاعران روزگار خود به مدح سلاطین امرا و وزرا و بزرگان عصر خویش پرداخته است.
در بیش تر از این قصاید شاعر نخست جلوه های طبیعت مثل بهار خزان صبح شب ابر و رود را توصیف کرده و انگاه از بزرگی ها و بزرگواری های ممدوح یاد کرده است.

نويسنده: طاهر تاريخ: پنج شنبه 21 بهمن 1389برچسب:فرخی,با کاروان حله, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

دقیقی

 

دقیقی

(در راه احیای حماسه ملی)

 

او نخستین کسی است که پس از مسعود مروزی به نظم داستان های ملی ایران همت گماشت و در واقع پیشوای فردوسی در این کار بود. دقیقی که بر کیش زردشتی بود در جوانی به شاعری پرداخت و برخی از امرای چغانی و سامانی را مدح گفت و از انها جوایز گران بهایی دریافت. دقیقی ظاهرا به امر نوح بن منصور سامانی ماموریت یافت تا شاهنامه ی منثور ابومنصوری را به نظم در اورد اما هنوز بیش از هزار بیت از ان را نسروده بود که به دست غلام خود کشته شد (حدود367یا369ه.ق) درحالی که هنوز جوان بود و بخش عظیمی از داستان های شاهنامه ناسروده مانده بود. فردوسی توسی شاعر استاد و همشهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد و با توفیق به پایان رسانید.

اثار و اشعار دقیقی


از قصیده ها و غزل ها و قطعات دقیقی به مانند اغلب شاعران عصر رودکی ابیاتی پراکنده بر جای مانده اما بسیاری از ان ها از بین رفته. از همین مقدار باقی مانده و اشعار هایی که برخی از شاعران پس از وی به موقعیت شعر و شاعری او     داشته اند پیداست که وی در مدح و غزل روشی استوار داشته است او در ضمن قصیدهاز پندگویی و راهنمایی ادمیان و ترویج صفات مردانگی خودداری نمی کرده و گاهی ممدوح خود را به داشتن دلیری و سخاوت و خرد بر می انگیخته است. زیبایی های طبیعت و تشبیهات رنگین هم به قصاید او راه یافته و هم به غزل هایش تازگی و جلوه ی خاصی داده است. با این حال اثر جاوید و مهم دقیقی همان (گشتاسب نامه) است که هر چند در استواری و کمال فنی به پای شاهنامه نمی رسد اما هم چنان در متن حماسه ی جاویدان فردوسی رونق و جلوه ی خود را حفظ کرده است.

تا صبر بر دهد

گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد     اری دهد و لیک به عمر دگر رهد

من عمر خوشتن به صبوری گذاشتم     عمری دگر بباید تا صبر بر دهد

نويسنده: طاهر تاريخ: چهار شنبه 20 بهمن 1389برچسب:دقیقی,شاهنامه,زرتشت,گشتاسب نامه, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

اسدی

اسدی

(ادمه ی سنت خراسان در اذربایجان)

 

 در همان سال ها که خراسان در اتش جنگ و اشوب می سوخت و قدرت از غزنویان به خاندان سلجوق منتقل شد علی بن احمد اسدی توسی جوان مستعدی که ان وضع را برای شاعری مناسب نمی دید از خراسان به اذربایجان رفت زمان تولد اسدی به درستی معلوم نیست اما ظاهرا بایست در یکی از سال های اخر سده چهارم یا سال های نخستین سده ی پنجم هجری درست در همان ایام که فردوسی کار نظم شاهنامه را به پایان می برد پای به این جهان گذاشته باشد. از جزئیات زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست اما سال وفاتش را 465ه.ق دانسته اند.

اثار و تالیفات
1_از اثار معروف او کتابی است در لغت به نام لغت فرس که اولین لغت نامه ی مدون فارسی نیز هست و خوشبختانه از گزند حوادث مصون مانده و به دست ما رسیده است. در لغت فرس حدود یک هزارو دویست لغت فارسی امده است با این حال چون قدیمی ترین کتاب موجود در این زمینه است در تاریخ ادبیات فارسی اهمیت زیادی دارد

2_اثار منظوم اسدی شامل دو بخش است
  نخست مناظرات او که مشتمل بر چهار یا پنج قصیده و دیگر اثر او که مشهورتر از مناظرات اوست کتاب گرشاسب نامه است این کتاب داستان منظومی است مشتمل بر حدود 9 هزار بیت که اسدی در سال 458ه.ق نظم ان را به پایان برده است.
موضوع گرشاسپ نامه یک منظومه ی کامل حماسی است که ان را پس از شاهنامه می توان موفق ترین داستان حماسی ادبیات فارسی دانست

نويسنده: طاهر تاريخ: چهار شنبه 20 بهمن 1389برچسب:اسدی,گرشاسب نامه, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

کسایی(پرچمدار ادبیات شیعه)

کسایی

(پرچمدار ادبیات شیعه)

 

12سال از مرگ رودکی شاعر پر اوازه ی قرن4هجری می گذشت که ابوالحسن کسایی(به سال 341ه.ق) در مرو دیده به جهان گشود.
دوران شاعری کسایی  اواخر عهد سامانی و اوایل کار غنویان هم زمان بوده است. وی در اغاز کار برخی از شاهان را ستایش گفته است اما در میانه ی عمر از این کار پشیمان شده و یکسره راه پارسا یی و اندرزگویی در پیش گرفته است. مذهب او شیعه ی 12 امامی بوده بنابراین او هم زمان با فردوسی به عنوان نخستین شاعر دل بسته ی اهل بیت درفش جانبداری و ستایش خاندان پبامبر را بر دوش کشیده است.
کسایی را باید پیرو رودکی و پیشرو ناصرخسرو شاعر ازاده ی قرن 5 هجری دانست.
دیوان کسایی ظاهرا تا قرن 6 هجری موجود بوده است و بعد ها از میان  رفته است. کسانی که دیوان او را دیده بودند ان را کتابی مشحون به مدایح و مناقب پیامبر و ال و سرشار از زهد و پند و موعظه توصیف کرده اند. نخستین قصیده های منقبت و مرثیه را باید در دیوان کسایی جست و جو کرد. از این حیث او پیشگام شاعرانی چون قوامی رازی (شاعر شیعی ق6) و محتشم کاشانی (شاعر مرثیه سرای ق10) است.
کسایی را نقاش چیره دست طبیعت هم گفته اند زیرا وصف های جاندار و روشن او از طبیعت و زیبایی های ان در زمره ی بهترین شعر هایی است که از گویندگان ق4 هجری در دست داریم.


 

نويسنده: طاهر تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1389برچسب:کسایی,پرچمدار,, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

فردوسی(خداوندگار حماسه و خرد)

فردوسی

(خداوندگار حماسه و خرد)

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی از ستارگان قدر اول اسمان ادب ایران است که از گذشته های دور با کتاب گرانقدر خود شاهنامه در میان مردم شهرت و محبوبیت یافته است.وی در سال (329 یا330ه.ق) در روستای پاز واقع در منطقه ی توس به دنیا امد. فردوسی از نجیب زادگان و دهقانان توس بود.و از نظر مادی و ثروت دارای موقعیت قابل توجهی بود.از دوران کودکی و جوانی او اطلاع چندانی در دست نیست ولی مشخص است که با درامدی که از املاک پدرش داشته به کسی محتاج نبوده ولی اندک اندک ان اموال را از دست داده و به تهیدستی دچار شده.
فردوسی40 سال بیشتر نداشت که دقیقی شاعر حماسه پرداز و هم ولایتی او که نظم روایات ملی ایران را از چندان سال پیش اغاز کرده بود در سن جوانی به دست غلامش کشته شد. فردوسی بر ان شد تا کار ناتمام او را دنبال کند. در این کار جوان مردی از دوستان وی به تشویق او همت گماشت و شاهنامه ی منثور را که در برگیرنده ی تاریخ شاهان قدیم ایران بود و چند سال پیش تر از ان به امر ابومنصور محمدبن عبدالرزاق توسی فراهم امده ود در اختیارش گذاشت.
فردوسی سرودن شاهنامه ی خود را از روی این شاهنامه ی منثور اغاغز کرد و هنگامیکه 58 ساله بود بیش از دو ثلث کتاب خود را به نظم دراورد.
در اواخر عمر  به این اندیشه افتاد که کتاب خود را به نام محمود کند و برای این کار لازم بود او را بستاید. فردوسی از این کار دو هدف داشت .1_با استفاده از نام محمود و امکانی که که او برای نسخه برداری از روی کتاب در اختیارش می گذاشت کتاب خود را از گزند حوادث حفظ کند 2_او نیز مانند بسیاری از شاعران از ثمره ی عمر خود بهره مند شود و در ان ایام بی چیزی و درماندگی از این راه وجه مختصری برای دوران پیری و ناتوانی خود به دست اورد اما شاهنامه به دلایل زیر مورد قبول و پسندسلطان محمود واقع نشد و بر خلاف تصور او وی از ثمره کار خود بهره ای به دست نیاورد


ادامه مطلب
نويسنده: طاهر تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1389برچسب:فردوسی,شاهنامه,توس,طوس,حماسه,شعر,اسفراینی, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

شهید بلخی(خردمندی اندوهگین)

شهید بلخی

 

(خردمندی اندوهگین)

ابوالحسن شهید بلخی از معاصران و پیوستگان به دستگاه امیر نصربن احمد سامانی و ابوعبدالله جیهانی است که باید پیش از فردوسی عنوان (شاعر خرد)  را به او اختصاص داد. دانش شهید افزون . خطش نیکو بود . با فلسفه و کلام اشنایی داشت. تالیفاتی هم در این زمینه ها به او نسبت داده اند که مثل اشعارش به دست ما نرسیده است. از ویزگی های حیات علمی شهید بلخی این است که گفته اند با محمدبن زکریای رازی طبیب و فیلسوف معاصر خود مناظره ها و مباحثاتی داشته است.شهید به تازی (عربی) و پارسی شعر نیکو می گفته است. لطف طبع و ذوق شاعری وی را از ابیات پراکنده ای که به زبان فارسی از او در دست است, می توان دریافت. به ویزه که این اشعار غالبا با چاشنی فکر و فلسفه نیز توام شده است




دود غم


اگر غم را چو اتش دود بودی     جهان تاریک بودی جاودانه


در این گیتی سراسر گر بگردی    خردمندی نیابی شادمانه

نويسنده: طاهر تاريخ: یک شنبه 17 بهمن 1389برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

رودکی(پدر شعر فارسی)

رودکی

(پدر شعر فارسی)

 

رودکی ابوعبدالله جعفر فرزند حکیم فرزند عبدالرحمن فرزند ادم از کودکی و چگونگی تحصیل او اگاهی چندانی در دست نیست در 8سالگی قران اموخت و ان را از بر کرد واز همان هنگام به شاعری پرداخت.
برخی گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است.انچه اشکار است وی شاعر دانش اموخته بود و تسلط او بر وازگان فارسی چندان که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه میاورد.
رودکی از روزگار جوان اواز خوش داشت در موسیقی ونوازندگی چیره دست  و پر اواز بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی اموخت وهمواره مورد ستایش او بود. ان چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به رودکی بخشید.
از هم عصران رودکی,منیجک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و پس از او فرخی 429ق استاد موسیقی زمانه خویش بودند. رفته رفته رودکی در درگاه ال سامانیان نفوذ و حرمت بسیار یافت. نصربن احمد پادشاه بخارا جوایز و هدایای بسیاری به وی داد و بلعمی وزیر دانشمند سامانیان او را در میان عرب و عجم بی مانند می دانست.
در ان روزگار در محیط ادبی,علمی,اقتصادی و اجتماعی ان چنان تحولی شگرف روی داده بود که دانش پزوهان ان دوره را دوران نوزایی (رنسانس) ایران می نامند.
داستان دور شدن امیر از بخارا و تنگ دلی و اشتیاق همراهان او برای باز گشت و خان و مان و شعر (بوی جوی مولیان اید همی) که رودکی سرود و با چنگ و نوای خوش به گوش امیر رسانید,گواهی است بر این حسن تاثیر.
ایا رودکی کور بود؟

 


ادامه مطلب
نويسنده: طاهر تاريخ: شنبه 16 بهمن 1389برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

SHAHRESARGARMY@YAHOO.COM

نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

راههای جاویدان شدن

© All Rights Reserved to ahooramazda.LoxBlog.Com | Template By: شهر سرگرمی